العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

126

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

بر يزيد و آن بزرگمرد هم جهاد كرد تا اينكه با يك دنيا بزرگوارى شهيد و داخل بهشت گرديد . اين موضوع براى شخصى كه دقت كند واضح است . مؤلف گويد : در كتاب امامت و فتن اخبار فراوانى گذشت كه هر يك از امامان عليهم السلام مأموريت خاصى داشتند كه در نامه‌هاى آسمانى كه بر حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله نازل شدند مرقوم بود و ايشان طبق آن مأموريت‌ها رفتار ميكردند وظايف و دستوراتى را كه امامان داشتند نمىتوان بوظيفه‌هاى ما قياس كرد . بعد از اطلاع به احوال پيامبران عليهم السلام كه اكثر آنان به تنهائى بر هزار افراد كافر مبعوث مىشدند ، خدايان آنان را تكذيب ميكردند ، آنان را بدين خود دعوت مىنمودند . از مضروب شدن و زندانى شدن و كشته شدن و در آتش افتادن آنان و غير ذلك جا ندارد كه به امامان دين و مذهب در اين گونه امور اعتراض نمود از طرفى هم معصوم بودن آنان با دليل و برهان‌ها و اخبار متواتر ثابت شده است مجال اعتراض بر آنان نيست . بلكه بايد در بارهء هر عملى كه انجام ميدهند تسليم آنان بود . علاوه بر آنچه گفته شد اگر آن طور كه بايد و شايد تأمل كنى خواهى دانست كه امام حسين جان خود را فداى دين جد خود كرد . پايه‌هاى دول بنى اميه متزلزل نشد مگر بعد از شهادت امام حسين . كفر و گمراهى بنى اميه ثابت نشد مگر بعد از شهيد شدن امام حسين ، اگر آن بزرگمرد با بنى اميه صلح و سازش ميكرد سلطنت آنان را تقويت مينمود و مردم راجع بكفر بنى اميه دچار اشتباه مىشدند . در نتيجه بعد از مدتى پرچمهاى دين محو و آثار آن مندرس ميگرديد . اضافه بر اينها از اخبار گذشته ثابت شد كه امام حسين عليه السلام از خوف شهيد شدن متوجه مكه گرديد . نيز از خوف قتل از مكه خارج شد ، چون كه گمان قوى داشت ميخواهند او را بطور ناگهانى بكشند . جان پدر و مادر و فرزندانم بفدايت باد ! حتى برايش مقدور نشد كه حج خود را تمام كند لذا از لباس